۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

نگاهی به ارزش شادی

روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟!



خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟



آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی ؟!... بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد . 
  



اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند

و هم او در جایی دیگر می گوید : « آنکه ترانه زاری کشت می کند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت می کند

چنین است دیگر سخنان او در رابطه با شادی:
 شادی و امید روان آدمی را می پرورد گر چه تن رنجور و زخمی باشد .

ابله ترین آدمیان آنانیند که  با مسخره نمودن شایسته گان شاد می گردند .

سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان می کنی … به میان آدمیان رو  و  در شادمانی آنها سهیم شو لبخند آدمیان اندیشه های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود .
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم


با تشکر از کیان

۲ نظر:

  1. حاج زنبور بازیگوش۲۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۲

    (( زنــــــــــبور " محــبــــــــت ))

    حاجی تو این صبح جمعه به روز شده یه سری بزن

    فدات بوس نیش[نیشخند]

    پاسخ دادنحذف
  2. حاج زنبور بازریگوش۲۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۷

    سلام داداش عباس گل و ناز و عسلی خودم
    فکر بلبل همه ان است که گل شد یارش
    گل در اندیشه چون عشوه کند در کارش
    دلربایی همهان نیست که عاشق بکشنند
    خواجه ان است که باشد غم خدنتکارش

    ....اول شدم ها *جایزه من یادت نره*..........

    پاسخ دادنحذف

سلامتیت ساقی پر کن پیمونه رو